|
بقیه الله ....
| ||
|
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:24 ] [ مینا ]
»» دل نوشته ای برای امام زمان(عج) غربت امام عصر علیه السلام آقای من! مولای غریب و تنهای من! پدر مهربان اهل عالم! می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند. من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام. … از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ (1) از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعیدمی کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟ … از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی … العفو … العفو! [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:11 ] [ مینا ]
دوست دارم در فراق يوسف زهرا بميرم دوست دارم در فراق حجت محبوب يکتا آرزو دارم زهجر حضرت مهدي موعود دوست دارم من ز هجران عزيز قلب و محبوب روز من تاريک از هجران يار است اي عزيزان دوست دارم خون ببارم من ز چشمانم شفق گون دوست دارم تا ببينم من ظهور حضرت دوست بس که دارم دوست اي عشاق ذات پاک مهدي دوست دارم اي عزيزان در دل شب ها بنالم دوست دارم بهر ديدارش روم در جمکران، من در دل صحراي وحشت از فراقش خون ببارم اي عزيز قلب زهرا، اي گل محبوب يکتا مهدي موعود، اي فرزند پاک بزم تقوا «باقر» ديوانه دلخون شد، زهجر حضرت دوست اشفعي لنا [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 15:22 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||